مـتـفـاوت از هـمـیـشـه
1.چرا مردا دارای وجدان پاکی هستند؟ 2.چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ 3.شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ 4.ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ 5.به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ 6.خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ 7.دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند 8.در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ 9.اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت 10.آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ 11.تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و 12.زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ 13.یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ 14.شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ 15.آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ 16.رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ 17.چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ 18.چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ 19.شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ 20.فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ 21.نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ 2.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل 3.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین 4.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن 5.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد. 6.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن 7.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن 8.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ... 9.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!
توی ماهيتابه روغن ميريزن توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره ۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش ۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان ۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده ۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره ۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه ۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي ۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته ۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت ۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه ۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه ۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه ساعت ۸ شب ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق ۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم ۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه ۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش ۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره ۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره ۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا ۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده ۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش ۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش ۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه ۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق ۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند![]()
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد![]()
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند![]()
با استعداد(نکته کنکوری)![]()
![]()
![]()
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم![]()
فکري ندارند - کاری ندارند
توریست![]()
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد![]()
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"![]()
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند![]()
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم
به قرار گذاشتن با بچه ها![]()
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند![]()
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد![]()
در سیرک كسي صحبت نمی کند![]()
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند![]()
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند![]()
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و ئحتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند![]()
![]()
![]()
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید![]()
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند![]()
![]()

خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.![]()
ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!![]()
(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

شاگردان افشين قطبي امروز با گل هاي محسن خليلي در دقيقه 40 و سپهر حيدري در دقيقه 52 به پيروزي رساندید توانستند در مقابل تك گل پيكان مهدي محمدي در دقيقه 70 به ثمر رساند با حساب 2-1 به پیروزی برسند.
عليرضا فغاني، داور مسابقه به سپهر حيدري از پرسپوليس و فرهاد خانگلي و حسين معمار از پيكان اخطار داد.

بازيكنان تيم پرسپوليس تهران: مهدي واعظي، محمد نصرتي، سپهر حيدري، فرزاد آشوبي، عباس آقايي (از دقيقه 85 محمد رضا ماماني)، كريم باقري، حسين بادامكي، پژمان نوري، شيث رضايي، عليرضا نيكبخت واحدي(از دقيقه 92 فراز فاطمي) و محسن خليلي(از دقيقه 68 بهادر عبدي)
سرمربي: افشين قطبي
تركيب پيكان: حسن مرادي، حسين معمار، مهدي محمدي، ميثم خسروي، مرتضي عزيز محمدي، محمد رضا طهماسبي، فرهاد خانگلي(از دقيقه 82 مهدي تاجيك)، ميثم رضاپور، داريوش يزداني( از دقيقه 87 مصطفي مهدي زاده)، مهدي فرازنده(از دقيقه 59علي باقري)، پژمان حيدري
سرمربي: ساموئل دارابينيان
رديف
تيم
بازي
امتياز
پرسپولیس
سپاهان
ملوان انزلی
صباباتری
استقلال ت
برق شیراز
پاس همدان
مس کرمان
فجرسپاسی
پیکان
راه اهن
سایپا
صنعت نفت
شیرین فراز
ذوب اهن
استقلال ا
ابومسلم
پگاه گیلان

اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
در اين ديدار كه عصر امروز در ورزشگاه ثامن الائمه مشهد برگزار شد، پرسپوليس با نتيجه 3 بر صفر مقابل ميزبان خود به برتري رسيد.
عليرضا نيكبخت واحدي در دقيقه سوم از روي نقطه پنالتي گل نخست بازي را به ثمر رساند تا نيمه اول با برتري ميهمان همراه باشد.
در نيمه دوم نيز پرسپوليس توپ و ميدان را در اختيار داشت و در دقيقه 53 محسن خليلي روي پاس عليرضا نيكبخت واحدي دومين گل ميهمان را وارد دروازه شهاب الدين گردان كرد.
شاگردان خداداد عزيزي در دقيقه 72 يك ضربه پنالتي به دست آوردند؛ اما مهدي هاشمي نسب، كاپيتان ابومسلم اين ضربه را به بيرون زد تا بهترين موقعيت براي باز كردن دروازه پرسپوليس از دست برود.

در ادامه نيز ميهمان عملكرد بهتري ارائه داده و در دقيقه 76 نيز ضربه عباس آقايي به تير افقي دروازه برخورد كرد.
در اين لحظات اكبر ميثاقيان، سرمربي سابق ابومسلم به شدت از سوي تماشاگران مشهدي مورد تشويق قرار گرفت.
در دومين دقيقه از وقت هاي تلف شده بازي، محسن خليلي روي پاس عمقي احسان خرسندي بار ديگر صاحب موقعيت گلزني شد و براي سومين بار دروازه ابومسلم را گشود تا پرسپوليس با در زمين حريف سه امتياز را كسب كند.
مسعود مرادي قضاوت بازي را برعهده داشت و به نيكبخت واحدي، شيث رضايي و محمدرضا ماماني زا پرسپوليس تهران اخطار داد. ضمن اينكه رضا ناصحي در سومين دقيقه از وقت هاي تلف شده نيمه دوم به دليل حركت غير ورزشي با كارت قرمز مستقيم داور از بازي اخراج شد.
اسامي بازيكنان ابومسلم مشهد: شهاب الدين گردان، مهدي هاشمي نسب، محمد حسيني، سعيد چاه جويي، ايوان پتروويچ(58 عليرضا رضايي)، مرتضي برگي زر، محمد منصوري(70 سعيد خاني)، احمد مقدسي پور، جواد رزاقي، رضا ناصحي و عرفان اولروم(46 مصطفي شهركي)
سرمربي: خداداد عزيزي
اسامي بازيكنان پرسپوليس تهران: مهدي واعظي، محمد نصرتي، سپهر حيدري، شيث رضايي، پژمان نوري، كريم باقري(66 محمدرضا ماماني)، فرزاد آشوبي، عباس آقايي، حسين بادامكي(85 بهادر عبدي)، عليرضا نيكبخت واحدي(74 احسان خرسندي) و محسن خليلي
سرمربي: افشين قطبي 
ولادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان مهدی موعود را به تمام عاشقان این مرز و بوم و همه شیعیان تبریک عرض می نمایم

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يك پسر در حمام![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!









