تبليغاتX
مـتـفـاوت از هـمـیـشـه

مـتـفـاوت از هـمـیـشـه

 

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم : كلاس ادبيات اينجاست؟ خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.

با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

***

دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:�لابد ايشان خواب بودن.� من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

***

چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

***

جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

***

سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

***

سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي‌كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

***

چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي‌خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي‌شوم؛ اما من قبول نمي‌كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند! 

***

جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

***

دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

***

پنچ شنبه:  امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

***

دوشنبه:  امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

***

شنبه:  امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

***

يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

***

ترم آخر :  امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم

 
نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/30ساعت 10:1 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
علیرضا نیکبخت‌واحدی که در بازی با سایپا از ناحیه مچ پا دچار آسیب‌دیدگی شد، صبح امروز در تمرینات پرسپولیس حاضر شد و پا به پای سرخپوشان تمرین کرد.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، بازیکن تاثیرگذار سرخپوشان که تا پایان هفته چهاردهم موثرترین بازیکن لیگ هفتم حرفه‌ای محسوب می‌شود، با مصدومیتی که در دیدار با سایپا پیدا کرد، جلسه تمرین روز شنبه را از دست داد، اما پس از 2 روز استراحت صبح امروز در ورزشگاه نفت حاضر شد و بدون هیچ مشکلی تمرین کرد.
 
لازم به ذکر است؛ نیکبخت‌واحدی برای حضور در بازی بعدی مشکلی نداشته و می‌تواند در
ترکیب پرسپولیس مقابل صنعت نفت آبادان قرار گیرد.

     alireza_vahedi_4.jpg
نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29ساعت 20:57 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
رديف تيم تعداد بازی برد تساوی باخت زده خورده امتياز
1. پرسپولیس 14 9 5 0 24 12 32
2. ملوان 14 6 5 3 17 12 23
3. سپاهان 9 7 1 1 18 10 22
4. صباباتری 14 5 7 2 15 12 22
5. برق شيراز 13 6 3 4 16 15 21
6. استقلال 14 5 5 4 21 19 20
7. پاس همدان 13 5 4 4 15 13 19
8. استقلال اهواز 14 4 6 4 23 21 18
9. پیکان 14 4 6 4 18 17 18
10. راه آهن 14 3 7 4 17 16 16
11. فجر شيراز 14 3 7 4 16 17 16
12. ابومسلم 14 4 4 6 14 20 16
13. مس کرمان 13 4 3 6 12 15 15
14. صنعت نفت 14 4 3 7 15 19 15
15. شيرين فراز 14 3 5 6 12 17 14
16. سايپا 13 3 4 6 12 16 13
17. ذوب آهن 13 2 6 5 12 15 12
18. پگاه 14 0 7 7 5 16 7

نوشته شده در شنبه 1386/08/26ساعت 21:51 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
در اين ديدار كه از ساعت 15/16 در ورزشگاه آزادي و در حضور بيش از شصت هزار تماشاگر برگزار شد، محسن خليلي در دقيقه 95 و در ثانيه هاي پاياني مسابقه تنها گل بازي را به سود پرسپوليس به ثمر رساند.
خليلي فصل گذشته در تيم سايپا بازي عضويت داشت.

مسعود مرادي قضاوت‌ مسابقه را برعهده داشت و به آدريانو آلوز از سايپا و پژمان نوري از پرسپوليس اخطار داد،‌ ضمن اينكه هواداران پرسپوليس به شدت به نحوه قضاوت اين داور معترض بودند.

پرسپوليس با اين تساوي 32 امتيازي شد و بدون شكست به صدرنشيني خود ادامه داد و سايپا نيز همچنان 13 امتيازي باقي ماند.

     time_8.jpg


بازيكنان پرسپوليس:
 مهدي واعظي، نبي‌اله باقريها، محمد نصرتي، شيث رضايي (كاپيتان)، الونگ الونگ (75 فرهاد خيرخواه)، عباس آقايي، فراز فاطمي (61 فرزاد آشوبي)، حسين بادامكي، پژمان نوري، محسن خليلي، عليرضا نيكبخت (87 احسان خرسندي).
سرمربي: افشين قطبي

بازيكنان سايپا:
 ميثاق معمارزاده، سيد جلال حسيني، ترائوره، مجيد غلام‌نژاد، ميلاد زنيدپور، ابراهيم صادقي (كاپيتان)، محمد علي عشوري‌زاد (89 ميثم آريان)، اميد شريفي‌نسب، محمد جواد آشتياني (93 كاظم برجلو)، امير وزيري (71 حميد رضا ذوهاني) و آدريانو آلوز.
سرمربي: علي دايي.

 

نوشته شده در شنبه 1386/08/26ساعت 8:11 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
 

عمکرد بازیکن های تیم پرسپولیس

بازیکن

تعداد بازی

دقایق بازی

گل زده

گل خورده

پاس گل

اخطار

اخراج

سپهر حیدری

13

1170

2

-

-

3

-

محمد نصرتی

12

1027

-

-

1

1

1

پژمان نوری

13

1170

-

-

1

1

-

عباس آقایی

12

874

3

-

-

-

-

نیکبخت واحدی

12

1005

4

-

6

3

-

حسین بادامکی

13

1119

2

-

5

2

-

محسن خلیلی

13

1100

7

-

1

-

-

فرزاد آشوبی

9

562

1

-

-

-

-

مهدی واعظی

9

810

-

7

-

-

-

شیث رضایی

10

807

-

-

1

2

1

کریم باقری

9

847

2

-

2

2

-

بهادر عبدی

8

393

-

-

-

1

-

حسن رودباریان

4

360

-

5

-

-

-

الونگ الونگ

7

612

-

-

-

-

-

محمدرضا مامانی

8

176

-

-

-

1

-

احسان خرسندی

6

201

1

-

1

2

-

مسعود زارعی

2

90

-

-

1

1

-

فرهاد خیرخواه

6

71

-

-

2

-

-

فراز فاطمی

8

361

1

-

-

1

-

نبی اله باقریها

2

91

-

-

-

-

-

  اینم از عملکرد بازیکن های تیم استقلال

بازیکن

تعداد بازی

دقایق بازی

گل زده

گل خورده

پاس گل

اخطار

اخراج

پیروز قربانی

13

1170

2

-

-

2

-

آرش برهانی

12

1003

4

-

1

1

-

پژمان منتظری

13

1123

1

-

-

1

1

میثم منیعی

13

1005

2

-

3

2

-

وحید طالب لو

11

990

-

14

-

-

-

مهداد پولادی

12

900

-

-

1

5

-

محمد نوازی

10

855

1

-

5

2

-

مهدی امیرآبادی

9

631

-

-

-

1

-

سان جان اورسوویچ

7

440

1

-

1

1

-

امیرحسین صادقی

10

779

1

-

-

2

1

محسن بیاتی نیا

4

300

-

-

-

-

-

امیدرضا روانخواه

12

819

2

-

1

3

-

مجتبی جباری

10

718

1

-

2

-

-

سعید لطفی

4

288

-

-

-

-

-

محسن یوسفی

6

280

-

-

-

1

1

فرهاد مجیدی

7

627

3

-

1

3

-

حمید شفیعی

5

143

1

-

1

-

-

علی علیزاده

8

133

-

-

-

-

-

علیرضا منصوریان

7

198

-

-

2

1

-

اشکان نامداری

2

180

-

4

-

-

-

احمد خذیراوی

2

113

-

-

-

1

-

اصغر نادعلی

3

59

-

-

-

-

-

حسین کوشکی

1

45

-

-

-

-

-

نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/24ساعت 21:55 توسط غـریـبـی آشـنـا| |

این یه نامه ی خودمونی است به خدا...بخونیدش قشنگه:

خدایا! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم؛ همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت. من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشمهایش را می بندد و می گوید: "من این حرفها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی."

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند؛ همانی که نمازهایش یک در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد؛ همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف می زند و گاهی بدجنس می شود. البته گاهی هم خودخواه، گاهی هم دروغگو. حالا یادت آمد من کی هستم؟

امیدوارم بین این همه آدم که داری، بتوانی من یکی را تشخیص بدهی. البته می دانم که مرا خیلی خوب می شناسی. تو اسم مرا می دانی. می دانی کجا زندگی می کنم و به کدام مدرسه می روم. تو حتی اسم تک تک معلمهای مرا هم میدانی. تو می دانی من چند تا لباس دارم و هر کدامشان چه رنگی است؛ اما...

خدایا! اما من هیچ چی از تو نمی دانم! هیچ چی که دروغ است؛ چرا. یک کمی می دانم. اما این یک کمی خیلی کم است. راستش من برای همین اینجا هستم. آخر می دانی، من مدتهاست که می خواهم چیزهایی برایت بنویسم. البته من همیشه با تو حرف زده ام. باز هم حرف می زنم. اما راستش چند وقتی است که چند تا تصمیم جدید گرفته ام. دوست دارم عوض بشوم؛ دوست دارم بهتر باشم. من یک عالم سوال دارم؛ سوالهایی که هیچ کس جوابش را بلد نیست. دوست دارم تو جوابم را بدهی. نمی دانم، شاید هم من اصلا هیچ سوالی ندارم و می خواهم تو به من سوالهای تازه یاد بدهی. اما باید قول بدهی کمکم کنی! قول می دهی؟

راستی، یادت باشد این نامه ها یک راز است خدا! راز من و تو. خواهش می کنم درباره این نامه ها به کسی چیزی نگو؛ حتی به مادرم.

از یک جایی شروع کن. تو هم یک جوری سر صحبت را با خدا وا کن. یک کم از خودت بگو. درست است که خدا خوب تو را می شناسد، اما عیبی هم ندارد خودت را به او معرفی کنی.

راستی تو چه برنامه ای داری؟ به خدا چه می خواهی بگویی؟ چه می خواهی برایش بنویسی؟

بر گرفته شده از وبلاگ قرار شبانه * http://gharare-shabaneh.blogfa.com/

نوشته شده در سه شنبه 1386/08/22ساعت 11:27 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
جلسه رئیس سازمان تربیت بدنی و مدیر عامل باشگاه پرسپولیس برگزار شد و مهندس علی آبادی مخالفت خود را با کناره گیری حبیب کاشانی اعلام کرد.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، در این جلسه که دقایقی پیش در دفتر رئیس سازمان تربیت بدنی پایان یافت، مدیر عامل باشگاه پرسپولیس گلایه خود را از روند نتایج و عملکرد تیم پرسپولیس ابراز داشت و در خصوص دلایل این موضوع با رئیس سازمان تربیت بدنی به مشورت پرداخت.

حبیب کاشانی در این جلسه اعلام کرد؛ وقتی کادر فنی و بازیکنان اعلام می‌کنند مشکلی از سوی آنها وجود ندارد و حمایت همه جانبه هواداران پرسپولیس نیز همراه این تیم است به نظر می‌رسد مشکل از مدیریت باشد.

      habib_kashani_3.jpg

مدیر عامل باشگاه پرسپولیس در جلسه خود با مهندس علی آبادی خواستار جایگزین شدن مدیری دیگر به جای خود در راستای حل مشکلات موجود شد.

رئیس سازمان تربیت بدنی نیز در این جلسه با تائید عملکرد مدیر عامل باشگاه پرسپولیس و حمایت از وی گفت: اگر مشکلی در روند عملکرد تیم پرسپولیس وجود دارد مربوط به عملکرد کادر فنی و بازیکنان این تیم است که با مدیریت شما در آینده‌ای نه چندان دور حل خواهد شد.

مهندس علی آبادی با ابراز مخالفت شدید در تغییرات در مدیریت باشگاه پرسپولیس تصریح کرد: هرگز حاضر به پذیرفتن کناره‌گیری حبیب کاشانی نیست و سازمان تربیت بدنی حمایت همه جانبه مادی و معنوی خود را از مدیریت این باشگاه ادامه خواهد داد.

رئیس سازمان تربیت بدنی از مدیر عامل باشگاه پرسپولیس خواست با قدرت و جدیت به کار خود ادامه دهد. با توجه به اینکه مدیر عامل باشگاه پرسپولیس تداوم حضور خود در باشگاه پرسپولیس را منوط به مشورت و نظر مساعد و حمایت رئیس سازمان تربیت بدنی پس از جلسه مذکور دانسته بود بحث کناره‌گیری حبیب کاشانی به طور کامل منتفی شد. باشگاه پرسپولیس نیز اعلام کرد: طی روزهای آتی حتماً شاهد برگزاری جلسات هماهنگی میان کادر فنی و مدیریت باشگاه خواهیم بود.
نوشته شده در یکشنبه 1386/08/20ساعت 8:55 توسط غـریـبـی آشـنـا| |

حضرت علی ( ع ) فرمودند : روزی من . فاطمه بر منزل رسول خدا داخل شدیم ، و دیدیم که رسول گرامی گریه شدیدی می کنند ، عرض کردم : پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا ، چه چیزی شما را به گریه انداخته است ؟

فرمودند : ای علی ، شبی که مرا به آسمانها بردند ، زنانی از امت خود را دیدم که در عذابهای بسیار سختی به سر می برند ، عذاب سخت آنها را یاد کردم و گریه بر من غلبه نمود : زنانی را دیدم که از موهای سر خود آویزان هستند و از آتش جهنم آب دماغشان میجوشد ، عده ای از زنان را دیدم که از زبان های خود آویزان بودند و آب جهنم در گلوی آنها ریخته می شد ، گروهی دیگر از پستانهای خود به طرف جهنم آویزان شده بودند ، و برخی دیگر گوشت بدن خود را می خوردند در حالیکه آتش جهنم از زیر آنها شعله ور بود ، و برخی از آنها ، پاهایشان به دستهایشان بسته شده بود و مارها و عقربهای جهنمی آنها را احاطه کرده بودند ، برخی از زنان کر و کور و لال بودند و در داخل تابوتی از آتش اسیر بودند و آب دماغ آنها می جوشید و از بینی آنها خارج میشد و دستان آنها از جذام و پیسی قطع شده بودند ، و برخی از آنها گوشت بدنشان توسط قیچی هایی از آتش از عقب و جلو بریده می شد ، و برخی صورت و دستهایشان می سوخت و جگرهای خودشان را می خوردند ، و برخی را دیدم که سرشان شبیه سر خوک و بدنشان مثل الاغ بود و در هزاران عذاب گرفتار بودند ، و برخی به صورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل می شد و ملائکه الهی با گرزهایی از آتش بر سرو بدن آنها می کوبیدند !

آنگاه حضرت فاطمه عرض کردند : ای محبوب من و ای نور چشم من . ما را با خبر کن از عمل و گناه این زنان در دنیا که به آن عذابهای سخت گرفتار بودند !

رسول خدا فرمودند : ای دخترم ، اما آن زنانی که از موهای سرشان آویزان بودند کسانی هستند که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی پوشاندند . و آنها که از زبانشان آویزان بودند زنانی هستند که در دنیا شوهران خود را با زبانشان می رنجاندند . و آنها که از پستانهای خود به طرف جهنم آویزان بودند کسانی هستند که به تقاضای شوهران خود برای هم بستر شدن پاسخ مثبت نمیدادند . و آنها که از پاهای خود آویزان بودند زنانی هستند که بدون اجازه شوهرشان از خانه های خود خارج می شدند . و آنها که از گوشت بدنهای خودشان را می خوردند کسانی هستند که خود را برای نامحرمان زینت می کردند . و آنها که دستهایشان به پاهایشان بسته شده بود و مارها و عقربها آنها را احاطه کرده بودند زنانی هستند که در وضو و لباسهای خود نجاست را مراعات نمی کردند و از جنابت و حیض غسل نمی کردند و نماز را سبک می شماردند . و اما زنان کر و کور و لال آنهایی هستند که از زنا بچه بدنیا آوردند و آن را به شوهر خودشان بسته اند . و آنها که گوشت بدنشان با قیچیها بریده می شد زنانی هستند که در دنیا با رفتارهای مختلف به نا محرمان اظهار تمایل می نمودند و خود را برای آنها نشان می دادند . و آنها که صورت و بدنهایشان می سوخت و جگرهای خودشان را در دهانهایشان می جویدند زنانی هستند که در دنیا واسطه بین زنای دو نفر بوده اند . و آنها که سرشان سر خوک و بدنهایشان الاغ بود در دنیا سخن چین و درغ گو بوده اند و آنها که بصورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل بدنشان می شد و از دهنشان بیرون می آمد زنان آواز خوان و ترانه خوان و حسود در دنیا هستند .

و در پایان رسول خدا فرمودند : وای بر آن زنی که شوهرش را به غضب آورد ، و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد

نوشته شده در جمعه 1386/08/18ساعت 18:36 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
 

سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران پس از تساوي بدون گل تيمش مقابل شيرين فراز كرمانشاه گفت: در بازي امروز تيم شيرين فراز خوب بازي كرد و حتي در نيمه اول از ما برتر بود.

" افشين قطبي " روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران گفت: من قبل از بازي نيز گفته بودم كه اين ديدار براي ما سخت خواهد بود و ديديم كه شيرين فراز خيلي خوب در مقابل ما بازي كرد.

وي افزود: تشويق مدام تماشاگران كرمانشاهي عامل ديگري بود كه امروز پرسپوليس در مقابل شيرين فراز متوقف شد.

قطبي اظهارداشت : بازيكنان تيم پرسپوليس در اين ديدار خوب بازي نكردند.

قطبي افزود: ما بايد سه امتياز بازي را مي‌گرفتيم ولي كسب يك امتياز در خارج از تهران نيز نتيجه خوبي است.

وي افزود: براي تيمي كه در صدر جدول است خيلي سخت است كه در مقابل تيمي كه پايين جدول قرار دارد بازي كند چرا كه بازي را ساده تصور مي‌كند در حالي كه اين تيمها براي بازي با پرسپوليس انگيزه بالايي دارند و بيشترين تلاش خود را مي‌كنند.

ديدار تيم‌هاي پرسپوليس تهران و شيرين فراز كرمانشاه از هفته سيزدهم مسابقات فوتبال قهرماني باشگاه‌هاي برتر ايران عصر امروز بدون گل به تساوي انجاميد.


ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است **** ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

3 – رسول خدا ( ص ) میفرماید :

 

بهترین زنان شما کسانی هستند که : بچه زا باشند ، با شوهران خود مهربان باشند ، با حجاب و پوشیده باشند ، در بین طایفه خودشان با عزت باشند ، در مواجهه با شوهران خود متواضع و نرمخو باشند ، برای شوهران خودشان خود را آرایش و زینت دهند ، در میان نامحرمان و در جامعه عفیف باشند ، سخن شوهران خود را گوش داده و اطاعت کنند ، و هر گاه با شوهران خود خلوت می کنند خود را کاملا در اختیار آنها بگذارند و ....

 

نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/17ساعت 21:7 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
 
يه پيرمرد 80 ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:"هيچوقت به اين خوبينبودم. تازگيا با يه دخترخانم 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظر شما چيه دكتر؟ "
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يكدفعه از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود!
 
نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد اتفاقي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته باش

حجاب و عفت مهمترین خصوصیت زنان و همسران نمونه .

 

2 – رسول خدا ( ص ) :« خیر نسائکم العفیفه فی فرجها ، الغلمه علی زوجها »

 

ترجمه : بهترین زنان و همسران شما کسانی هستند که هم عفیف باشند و هم شهوتناک . عفیف در فرجهایشان ( در اجتماع و در بین نامحرمان ) ، و شهوتناک برای شوهران خودشان .

 

نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/16ساعت 8:36 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
رديف تيم تعداد بازی برد تساوی باخت زده خورده امتياز
1. پرسپولیس 12 8 4 0 23 12 28
2. سپاهان 9 7 1 1 18 10 22
3. صباباتری 12 5 6 1 12 8 21
4. برق شيراز 12 6 2 4 15 14 20
5. استقلال اهواز 12 4 5 3 20 17 17
6. ملوان 12 4 5 3 14 11 17
7. راه آهن 12 3 6 3 14 12 15
8. پیکان 12 3 6 3 16 15 15
9. پاس همدان 11 4 3 4 13 12 15
10. فجر شيراز 12 3 6 3 15 15 15
11. استقلال 12 3 5 4 17 17 14
12. سايپا 12 3 4 5 12 15 13
13. ابومسلم 12 3 4 5 11 17 13
14. صنعت نفت 12 3 3 6 12 16 12
15. مس کرمان 11 3 3 5 9 13 12
16. شيرين فراز 12 3 3 6 12 17 12
17. ذوب آهن 11 2 4 5 11 14 10
18. پگاه 12 0 6 6 5 14 6


ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است **** ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

۱ - فرازی از دعای امام زمان ( عج ) : « ... و علی النساء بالحیاء و العفه »

ترجمه : و پروردگارا به زنان امت من حیاء و عفت ارزانی دار .



نوشته شده در دوشنبه 1386/08/14ساعت 15:18 توسط غـریـبـی آشـنـا| |

 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

خنده داره . اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

 

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.

 

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

 

خنده داره؟ ...... نه   تاسف آوره.

 

***********************************************************

سلام دوستان عزیز ممنون از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید . من فعلا از فردا یعنی ۳/۸/۸۶ به مدت ۱۰ الی ۱۵ روز نیستم و به مسافرت میروم . خوشحال میشوم که با نظرات خود من را در بهتر شدن وبلاگ کمک کنید

 

نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/02ساعت 19:34 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
 

يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.


ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.


هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد

 

نوشته شده در سه شنبه 1386/08/01ساعت 9:47 توسط غـریـبـی آشـنـا| |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...........
:: ܓܨندا آقا سلطان دومین قهرمان جهان شد
:: ܓܨرابطه عشق و تولد !
:: ܓܨ فال امروز (23 آذر - 14 December)
:: ܓܨدرددل یك بزاز اصفهانی
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...........
:: جدیدترین ...
:: آلبوم جدید و فوق العاده زیبای رضا صادقی با نام یکی بود یکی نبود
:: جدیدترین ...
:: جدیدترین ...
:: 5 علت ریزش موی خانم ها
:: نوشابه رژيمي تهديدي براي كبد
:: ایرانی‌هایی که به امارات می‌روند مواظب عکس انداختن با زنان برهنه باشند!!
:: انحرافات جن30 و راه درمان آن
:: دختر جوان و پوشش
:: فال روزانه (12 آذر)
:: جدیدترین ...
:: ܓܨ فال امروز (25 آبان- 16 November)
:: چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا؟
:: ܓܨ شخصیت شما از خوردن ساندویچ !
:: اگر دخترا سرباز بشن
:: ܓܨدعاهای کودکان
:: تفاوت س ک س قدیمی با س ک س جدید
:: فروش فیلم های زبان اصل محصول سال 2007-2008 با قیمتی مناسب
:: می گويند زن، چراغ خانه است!
Code And Design By : Learningbet.blogfa.com