مـتـفـاوت از هـمـیـشـه
تهران - ورزشگاهآزادي: پرسپوليس وقتي كه به نظر ميرسيد همه چيز را از دست داده، درست در آن لحظات كه نااميدي هوادارانش از اميدشان بيشتر ميشد با گلي ديرهنگام قهرماني هفتمين دوره ليگ برتر فوتبال ايران را در آغوش كشيد. سپاهانيها هنوز باخت را باور نكرده بودند. سيدصالحي به داور كنار اعتراض ميكرد. چند نفر ديگر هم اعتراض داشتند. تعدادي هم ناباورانه روي چمن دراز كشيده بودند. همه آنها و همه بازيكنان پرسپوليس به يك باره در يورش تماشاگران ناپديد شدند. از نيروهاي امنيتي هم پيش از آنكه پليس ضدشورش به ميدان آيد، كاري برنيامد. دقيقه 17 پرسپوليس ناگهان گل ميزند. كريم باقري پشت به دروازه با سر توپ را به پشت محوطه جريمه سپاهان مياندازد و خليلي پيش از آنكه توپ به زمين برسد، ناباورانه روي پاي راست ميچرخد و با پاي چپ ضربهاي غيرقابل كنترل ميزند. توپ دور از دستهاي همامي به تور دروازه سپاهان ميرسد.بعد از اين گل سر و صداي تماشاگران بيشتر ميشود. آنها خيلي زود قهرماني تيمشان را جشن ميگيرند. دقيقه 30 حسين كاظمي از وسط زمين توپ بلندي را به حاج صفي پاس ميدهد. پشت سر زارعي او توپ را ميگيرد و به دروازه پرسپوليس ميرسد. تلاش زارعي و واعظي بيفايده است و همين توپ از خط دروازه پرسپوليس رد ميشود. سكوت ورزشگاه از اين لحظه آغاز ميشود. تمام 15 دقيقه باقيمانده نيمه اول تماشاگران مهبوت، سرنوشت غمگين تيمشان را دنبال ميكنند. در آخرين دقيقه نيمه اول محسن خليلي از پشت محوطه جريمه كاشتهاي زيبا ميزند اما توپ تور كنار دروازه را ميلرزاند. كسي از ورزشگاه بيرون نرفته اما بيشتر آنهايي هم كه ماندهاند نااميدند. در اين لحظات سپاهان فقط دفاع ميكند و پرسپوليس با 10 بازيكن - از جمله بادامكي و ماته دراگه چوويچ كه به جاي كعبي و آقايي آمدهاند - آخرين اميدهايش را جستوجو ميكند. دو دقيقه پيش از پايان زمان تلف شده، سپاهان ناباورانه تسليم ميشود. تيمي كه سزاوارانه در ورزشگاهي لبالب از تماشاگران رقيب، ايستادگي كرده بود، با ضربه سر سپهر حيدري قهرماني را از دست ميدهد. حالا جام از دست اصفهان افتاده است. پرسپوليس 2 - محسن خليلي (17)، سپهر حيدري ( 96) برای مشاهده عکسهایی از بازی به ادامه مطلب بروید خوب آخرش هم بايد بگم خانوم ها از سر تقصيرات اين جانب بگذرند چون بايد از همه خانوم هاي گل يك معذرت خواهي داشته باشم. خيلي ها بهم مي گن چرا آخه دوست داري همش دعوا راه بندازي !!!!! خوب در جواب بايد بگم اين دعواها گاهي اوقات منجر به دوستي ها و آشتي ها ميشه .... سربلند و پیروز باشید بای!!!!!
و اما داستان: يك شب كه من و دوستدخترم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال وقوع حوادثي هر لحظه بيشتر و بيشتر ميشد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصلهاش رو ندارم فقط ميخوام كه بغلم كني." چي؟ يعني چه؟ و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار ميكوبونه بهم داد: تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطهي فيزيكي ما هستي! و بعد در پاسخ به چشمهاي من كه از حدقه داشت در مياومد اضافه كرد: تو چرا نميتوني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق ميافته؟ خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثهاي رخ نميده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم. فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم. چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نميتونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفشها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشوارهاي الماس. حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ ميشد. حتي فكر كنم سعي كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچبند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفتهبود. نميتونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم." در اوج لذت از تمام اين خريدها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همينها خوبه. بيا بريم حساب كنيم." در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم." با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟" عزيزم من ميخوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه." و موقعي كه توي چشماش ميخوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نميتوني من و بخاطر خودم دوست داشتهباشي نه بخاطر چيزايي كه برات ميخرم؟" خوب امشب هم توي اتاقخواب هيچ اتفاقي نميافته فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره." عزت همگي مزيد. همكلاسي گرامي: اينكه با وجود اين لبهاي شتري و چشماي وقزده و پوست مثل تهديگ عدسپلو، زحمت زدن يه رژ لب هم به خودت نميدي، بخاطر زيبايي سادگي شما نيست، اعتماد به نفس كاذب متاسفانه معضل بزرگيست! همكار محترم: درست است كه چند روزي تا عيد مانده ولي اگه فقط اينبار ناپرهيزي كنيد و چند روزي زودتر حموم برويد، بنده شخصا تضمين مينمايم كه به هيچكدام از قوانين فيزيكي و شيميايي عالم برنميخورد. ضمنا يه چيزاي دستهداري معمولا جلوي آينه حمام يا دستشويي ميگذارند كه سرشون پرز دارد، سالي دو سه بار از اينا بكشيد به دندانتان، اعضاي شركتي رو از نگراني ميرهانيد. مُرديم بسكه از دهن نفس كشيديم! دوستدختر عزيز: در وجود ما چيزي به نام غيرت وجود ندارد و چند سالي هست كه نه تنها من، بلكه روي هيچ پسري اين آپشن بصورت ديفالت نصب نميشود. هم شوما ميداني چه خبر است و هم ما بهتر از شوما اين جادههاي خاكي رو طي كرده و انتهاي پيچش هم شاشيدهايم، فلذا احتياجي به اين گوشه كنايهها و تيكهها نيست، همين كه هروقت من در دسترس بودم و خانواده در دسترس نبودن، شوما در دسترس باشي ما رو از اين دوستي كفايت ميكند! دوره فعلي زمانه حق انتخابهاست، هركدامتان كه براي اين دو سه ساعتهاي روزهاي فرد، كمتر اذيت كند و توقع [مالي و معنوي] پايينتري داشته باشد و البته ديرتر دل آدم را بزند، شانس بقايش بيشتر است. پدر بزرگوار: رمز ماهواره 1353 است. بجاي اينكه هي اول و آخر شماره تلفنهاي خونه و موبايلهايمان را چك كني بهتره سال ازدواجتان را يادتان باشد. ضمنا مولتيويژن و ايكسايكسال از كانال 777 به بعد مرتب چيده شدهاند، قبلش با من هماهنگ كنيد تا هم وقتتان را الكي صرف ديدن اين تلفنيها نكنيد، هم صبح موقعي كه جلوي تلويزيون خوابتان برده است، مادري را شگفت زده ننمائيد! مادر مهربان: وياگرا گران است، اين قرص ترامادول و كلوميپرامين را كه توي كشوي ميزمان پيدا كردهايد مصرف ديگري دارد!! انقدر مات و مبهوت در خانه ما را نظاره نكنيد. استاد ارجمند: درست است كه خير سرمان فوق ليسانس ميخوانيم ولي "رياضي1" را چهاربار افتاديم و "رياضي2" را از جلويي نوشتيم، "معادلات" را با استاد، نقدي حساب كرديم و "محاسبات" را به زور پروژه پاس كرديم و برگه سفيد "آمار و احتمالات" ام را هم خودم نميدانم چجوري 10 شد و رياضي مهندسي را هم بعد از سه بار افتادن "معرفي به استاد" كرديم. فلذا بسط مك لورن و سينوس هيپربوليك و معادله سهمي كه سهل است، سينوس30 درجه را هم با ماشينحساب ميزنيم، پس عاجزانه درخواست داريم فعلا از ما يكي بكشيد بيرون تا ببينيم براي آخر ترم چه گِلي ميتوانيم به سرمان بگيريم. یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
پرسپولیس جام را بالا برد

جشن قهرمانی پرسپولیسی ها بعد از 6 سال در استادیوم آزادی تهران - 18 می 2008
گل سپهر حيدري پايان پرهيجان 34 هفته رقابت پابهپاي اين تيم و سپاهان در قله جدول ليگ بود. با اين پيروزي پرسپوليس بدون 6 امتيازي كه به خاطر پرونده شكايت بازيكن آفريقايياش از دست داد، 59 امتيازي شد و يك امتياز بالاتر از سپاهان كه آن هم 3 امتيازش را به خاطر رفتار تماشاگرانش در آخرين بازي نيمفصل اول از دست داده بود، ايستاد. ورزشگاه آزادي، ديروز پس از قهرماني لحظاتي عجيب داشت. با سوت پايان بازي ناگهان هزاران نفر از هر طرف وارد زمين شدند.
10 دقيقه زمان لازم بود تا پليس دوباره بر اوضاع مسلط شود. نيروهاي گارد ويژه به خط شدند تا كاپ قهرماني در فاصله بين دو نيمكت با مراسمي ويژه به كريم باقري برسد. پيش از او مجيد بصيرت، سرپرست سپاهان كاپ نايبقهرماني را گرفت. پرسپوليسيها روي سكو رفتند. مدالهايشان را گرفتند و با كاپ قهرماني دقايقي دور افتخار زدند.
پيش از آغاز
چند دقيقه پيش از سوت آغاز بازي، هزاران نفر آدمي كه راهي به داخل پيدا نكردهاند، نااميدانه از درهاي ورودي ورزشگاه دور ميشوند. براي آنها كه دير رسيدهاند، امروز جايي نيست. بيش از صد هزار نفر - اگر واقعا ورزشگاه آزادي صد هزار نفري باشد - سكوهاي آزادي را قرمز كردهاند. گوشهاي از طبقه دوم را به تماشاگران سپاهان دادهاند، اما بخشي از آن خالي مانده است. سپاهان اميدوار است با حمايت همين سه چهار هزار نفر حداقل يك امتياز بگيرد و قهرمان ليگ برتر شود، در حالي كه پرسپوليس و اين صدهزار تماشاگر بايد پيروز شوند تا جشن بگيرند. در جدول سپاهان 48 و پرسپوليس 46 امتيازي است. سال گذشته در همين ورزشگاه با حمايت تقريبا همين تعداد تماشاگر، پرسپوليس يك به چهار از سپاهان شكست خورد و فينال جام حذفي را از دست داد.
نيمه اول: شادي و سپس سكوت
مثل بازي چهارشنبه گذشته با صباباتري، هزاران تماشاگري كه لحظهاي نمينشينند و لحظهاي ساكت نميشوند، برگ برنده پرسپوليس هستند. با حمايت آنها شاگردان افشين قطبي خيلي زود بازي را به دست ميگيرند. تاكتيك قطبي همان است كه پيشبيني ميشد: حمله با يك مهاجم كه محسن خليلي است و 3 حامياش، عباس آقايي در راست، كريم باقري وسط و حسين كعبي چپ. مسعود زارعي هم كه در چند هفته گذشته، ستاره پرسپوليس بوده مدام از كنار خط طولي سمت راست زمين به دروازه سپاهان نزديك ميشود. او در اين نيمه هم بارها بازيكنان حريف را دور زد و براي همتيميهايش موقعيت گل ساخت.
دقيقه 23 محسن خليلي ميتوانست آنها را به آرزويشان برساند اما توپي كه با پاي چپ زد به ديرك افقي دروازه خورد و به زمين برگشت. در اين دقايق خليلي يك فوقستاره است، همه جا ديده ميشود و همه توپها را ميزند. او و همتيميهايش باورشان شده كه ميتوانند گل دوم را هم بزنند. مسعود زارعي با وجود تذكر استيلي همچنان از راست نفوذ ميكند. در بيشتر دقايق گذشته هافبكهاي سپاهان توپ را جاي خالي او يا پشت سرش مياندازند.
نيمه دوم: زندگي پس از مرگ
قطبي كمطاقت شده و خيلي زود تعويض ميكند. نيكبخت واحدي به جاي محمد نصرتي، قرار است اين تعويض پيروزي باشد. پژمان نوري به جاي نصرتي دفاع چپ ميشود. كريم عقبتر ميآيد و نيكبخت پشت خليلي بازي ميكند. دقيقه اول نيمه دوم حسين كاظمي فرصتي فوقالعاده را از دست ميدهد. توپ او را كه از گوشه هجده قدم ميزند، واعظي ميگيرد.
تماشاگران همچنان ساكت نشستهاند. به نظر آنها هم مثل بازيكنان پرسپوليس ترسيدهاند. سپاهان آرام آرام به دومين قهرمانياش در ليگ برتر نزديك ميشود و ظاهرا از دست اين 11 بازيكن و اين صد هزار تماشاگر هم كاري ساخته نيست. دقيقه 67 عماد رضا توپ را خطرناك از كنار دروازه پرسپوليس بيرون ميزند. 10 دقيقه بعد حاج صفي هم دوان دوان خود را از زمين تيمش به 18 قدم پرسپوليس ميرساند. در آخرين لحظه كعبي با تكلي بلند راه او را ميبندد.
دقيقه 88 دومين كاشته زيباي خليلي را مسعود همامي به كرنر ميزند. دو دقيقه بعد حسين كاظمي پشت محوطه جريمه حريف اين ضربه را پاسخ ميدهد. دقيقه 90 است. به نظر ميرسد حالا ديگر همه با سرنوشت كنار آمدهاند. داور چهارم ميگويد بازي 7 دقيقه اضافي دارد.
سپاهان يك - احسان حاج صفي (30)
بازيكنان پرسپوليس: مهدي واعظي، محمد نصرتي 466 - عليرضا نيكبختواحدي)، سپهر حيدري، مسعود زارعي، نبيالله باقريها، كريم باقري، عباس آقايي (ماته دراگه چوويچ 64)، فرزاد آشوبي، حسين كعبي(81 حسين بادامكي)، پژمان نوري، محسن خليلي.
سرمربي: افشين قطبي
بازيكنان سپاهان: مسعود همامي، هادي عقيلي، حميد عليزاده، ابراهيم لوينيان، هادي جعفري، حسين كاظمي، ميثم كاظم، احسان حاجصفي، عبدالوهاب ابوالهيل (79 - حسين پاپي)، مهدي سيدصالحي (72 محسن حميدي)، عماد محمدرضا
سرمربي: جوران ويرا
داوران: سعيد مظفريزاده
اخراج: مسعود زارعي(90)
كارت زرد: جعفري، كاظمي، ميثمكاظم، حاجصفي، ابوالهيل، سيدصالحي، عمادرضا، حميدي، همامي (سپاهان)، كعبي، واعظي، نيكبخت واحدي (پرسپولیس)
تماشاگر: بيش از 100 هزار نفر
:::ادامه مطلب:::
۱-از هیکلشون ایراد بگیری و هی بهشون بگی چاق شدی
۱/۵-البته بهتر بگی خوش هیکلی ولی یک کم داری چاق میشی
۲-همیشه اونو با دوست دخترای قبلیتون مقایسه کنید
۳-وقتی تو خیابون با اون راه میرید از هر دختری ایراد بگیرید (نتیجه ی معکوس میده)
۴-هدیه براش یک چیز تابلو بگیرید و یه بر چسب الکی با قیمت پایین روش بزنید(کمربند لاغری ۵۰۰ تومان)
۵-سعی کنید برای سر قرار نیومدن تابلو ترین بهونه هارو بیارین(مثلا تو کوچمون ترافیک بود)
۶-در هنگام پیچوندن سعی کنید حتاالامکان خشاب گوشی رو نکشید و اونو خاموش کنید
۷-سعی کنید وانمود کنین که بزرگتر از سنش به نظر میاد(به دختر ۲۰ ساله بگین که ۴۷ ساله به نظر میاد)
۸-از نحوه ی آرایش کردنشون ایراد بگیرین(سعی کنید که بگید زننده است)
۹-همیشه بگین این رنگ لباس بهت نمیاد
۱۰-سعی کنید بین اون و دوست دختر قبلی تون یه وجه اشتراک پیدا کنید و هی بهش بگید
۱۱-اگه بابای طرف کچل باشه که دیگه خوش به حالتون میشه
![]()
![]()
![]()

رتبه
تيم
بازي
برد
مساوي
باخت
گل زده
گل خورده
تفاضل
امتياز
1
سپاهان
33
17
10
6
52
36
16
58
2
پرسپولیس
33
17
11
5
53
33
20
56
3
صبا باتری
33
13
13
7
41
36
5
52
4
پاس
33
11
15
7
35
27
8
48
5
ابومسلم
33
13
8
12
35
36
-1
47
6
برق شیراز
33
11
14
8
42
45
-3
47
7
استقلال اهواز
33
11
13
9
59
47
12
46
8
پیکان
33
12
10
11
41
41
0
46
9
ذوب آهن
33
10
15
8
35
30
5
45
10
استقلال تهران
33
11
10
12
43
42
1
43
11
مس کرمان
33
10
12
11
33
33
0
42
12
فجرشیراز
33
9
15
9
36
38
-2
42
13
سایپا
33
11
9
13
32
35
-3
42
14
راه آهن
33
10
11
12
42
40
2
41
15
ملوان
33
8
11
14
31
40
-9
35
16
پگاه
33
8
11
14
25
35
-10
35
17
صنعت نفت
33
8
8
17
35
45
-10
32
18
شیرین فراز
33
3
12
18
25
56
-31
21 
امتیاز
تفاضل
خورده
زده
باخت
تساوی
برد
تعداد
تیم
ر
54
15+
34
49
6
9
16
31
سپاهان
1
52
17+
31
48
5
10
16
31
پرسپولیس
2
51
8+
30
38
6
12
13
31
صباباتری
3
46
8+
24
32
7
13
11
31
پاس
4
44
12+
43
55
9
11
11
31
استقلال ا
5
44
1-
34
33
11
8
12
31
ابومسلم
6
43
4-
44
40
8
13
10
31
برق
7
42
2+
39
41
11
9
11
31
استقلال ت
8
42
3-
40
37
11
9
11
31
پیکان
9
41
4+
28
32
8
14
9
31
ذوب آهن
10
41
1-
34
33
8
14
9
31
فجرسپاسی
11
39
4-
34
30
12
9
10
31
سایپا
12
38
2-
37
39
11
11
9
31
راه آهن
13
38
1-
31
30
11
11
9
31
مس کرمان
14
32
9-
37
28
13
11
7
31
ملوان
15
32
10-
34
24
13
11
7
31
پگاه
16
31
9-
43
34
16
7
8
31
صنعت نفت
17
21
26-
51
25
16
12
3
31
شیرین فراز
18 

![]()



یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه
یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد)
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش نه نه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی توالت نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره جت اسکی اسکیت و امثال اون در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه)
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه نخ سوزن پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند چی نمی کند
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
به طور کلی دختر خلاصه می شود در: غیبت بی نظیر - خود نمایی کلان - دورنمای جالب و کلوزآپ استفراغ
از طرف اتحادیه " همینی که هست" و " حقیقت تلخ است" امضاء

